حصل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حصل . [ ح َ ص َ ] (ع مص ) درد کردن شکم ستور از خوردن خاک و یا سنگریزه که در گیاه بود. ◄ سنگ ریزه واقع شدن در انثیین کودک . (ناظم الاطباء).
حصل . [ ح َ / ح َ ص َ] (ع اِ) غوره ٔ خرمای سخت ناشده یا غوره ٔ سخت . ◄ گرد و شکوفه ٔ زرد خرما. (منتهی الارب ). ◄ تلخ دانه و مانند آن که از گندم برآید چون پاک کنند. ◄ دان مرغ . ته غربالی . ◄ گندم و جو باقی مانده ٔ در خرمن بعد بباد دادن .
حصل . [ ح َ ص َ ] (ع ) رجوع به ماحصل شود.