حصانت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حَ نَ) [ ع. حصانة ] (مص ل.) استوار بودن، محکم بودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حَ نَ) [ ع. حصانه ] (مص ل.) استوار بودن، محکم بودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حصانت . [ ح َ ن َ ] (ع اِمص ) حصافت . استواری . محکمی . استحکام . استوار شدن حصار و جز آن . (تاج المصادر بیهقی ): و با عقل خود آن یک حصن بی حصانت را... (جهانگشای جوینی ). ◄ پارسائی . (زمخشری ). پرهیزکار شدن . نهفته شدن زن . (تاج المصادر بیهقی ).
مترادف و متضاد واژهدان
استحکام، استواری (متضاد: نااستواری، سستی) پاکدامنی، عصمت، عفت