حصاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حصاب . [ ح ِ ] (ع مص ) محاصبه . رمی حصب .
حصاب . [ ح َ ] (اِخ ) موضعی است به منی که از آنجا رمی جمره کنند. و آن را بنام محصب نیز نامند. یوم الحصاب ؛ روزی است که در شعر بدان اشارت شده است . (معجم البلدان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حصاب . [ ح ِ ] (ع مص ) محاصبه . رمی حصب .
حصاب . [ ح َ ] (اِخ ) موضعی است به منی که از آنجا رمی جمره کنند. و آن را بنام محصب نیز نامند. یوم الحصاب ؛ روزی است که در شعر بدان اشارت شده است . (معجم البلدان ).