حشوید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حشوید. [ ح َش ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چالانچولان شهرستان بروجرد. واقع در ٢٢هزارگزی جنوب بروجرد.یک هزارگزی راه مالرو حاجی آباد جودکی به بردبل . ناحیه ای است کوهستانی . سردسیر. دارای ١٣٦ تن سکنه میباشد. لری و فارسی زبانند. از قنات مشروب میشود. محصول آنجا غلات است . اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. راه مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
حشوید. [ ح َش ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سیلاخور بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. واقع در ١٠هزارگزی باختر الیگودرز، کنار راه شوسه ٔ الیگودرز به ازنا. ناحیه ای است واقع در جلگه، معتدل . دارای ٥٧٩ تن سکنه میباشد. لری و فارسی زبانند. از چشمه و قنات مشروب میشود. محصولات آنجا غلات . اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. صنایع دستی زنان : قالی و جاجیم بافی است . راه اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).