حسینیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسینیه . [ ح ُ س ِ نی ی ِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان ابهررود بخش ابهر شهرستان زنجان واقع در ١٢هزارگزی شمال باختر ابهر و ٢هزارگزی راه قزوین به زنجان . ناحیه ای است واقع در جلگه معتدل، سردسیر. دارای ٥٠٤ تن سکنه میباشد. ترک زبانند. از قنات مشروب میشود. محصولات آنجا غلات، انگور. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
حسینیه . [ ح ُ س ِ نی ی ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بخش راور شهرستان کرمان . واقع در٧٩هزارگزی شمال راه فرعی کرمان به راور. دارای ٢ خانوار سکنه میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
حسینیه . [ ح ُ س ِ نی ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باغین بخش مرکزی شهرستان کرمان . واقع در ١٢هزارگزی جنوب کرمان و یک هزارگزی باختر راه شوسه ٔ کرمان یزد. ناحیه ای است واقع در جلگه معتدل . دارای ٦٠ تن سکنه میباشد. فارسی زبانند. از قنات مشروب میشود. محصولات آنجا غلات، میوه جات . اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).