حسینقلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسین قلی . [ ح ُ س َ ق ُ ] (اِخ ) ابن علیخان متخلص به عاشقی . رجوع به هندی و هدیة العارفین ج ١ ص ٣٢٩ شود.
حسینقلی . [ ح ُ س َ / س ِ ق ُ ] (اِ مرکب ) (آقا...) اصطلاحی است در موسیقی . رجوع به آهنگ شود.
حسینقلی . [ ح ُ س َ ق ُ ] (اِخ ) (خلیج ...) رجوع به خلیج حسینقلی شود.