حسین خانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسین خانی . [ ح ُ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کمهر و کاکان بخش اردکان شهرستان شیراز.واقع در ٤٥هزارگزی شمال باختر اردکان . کنار شوسه ٔ اردکان به تل خسروی . ناحیه ای است واقع در جلگه . سردسیر. دارای ١٢٩ تن سکنه میباشد. فارسی زبانند. از چشمه مشروب میشود. محصولات آنجا غلات، حبوبات . اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
حسین خانی . [ ح ُ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. واقع در ٥٤هزارگزی شمال باختری نورآباد و ٢٢هزارگزی باختر راه خرم آباد به کرمانشاه . ناحیه ای است تپه ماهور. سردسیر مالاریایی . دارای ١٢٠ تن سکنه میباشد. فارسی و لری زبانند. محصولات آنجا غلات، لبنیات . اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. و راه مالرو است . ساکنین از طایفه غیب غلام بوده برای تعلیف احشام زمستان به قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).