فرهنگ لغت

حسن شناس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن شناس . [ ح ُ ش ِ ] (نف مرکب ) زیباشناس . اهل ذوق : از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل کاین کسی گفت که در علم نظر بینا بود. حافظ.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حسن شناس | فرهنگ لغت