فرهنگ لغت

حسن بکری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن بکری . [ ح َ س َ ن ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمدبن عمروک قرشی تیمی بکری، ملقب به صدرالدین و مکنی به ابوعلی نیشابوری دمشقی . محتسب صوفی بود و مصر را سیاحت کرد و در آنجا در ٦٥٦ هَ . ق . درگذشت . او راست : «اربعی البلدان » ذیل تاریخ دمشق از ابن عساکر. (هدیةالعارفین ج ١ ص ٢٨٢).

معنی حسن بکری | فرهنگ لغت