حسب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسب . [ ] (اِخ ) شاعره ٔ مَقّله بود. (ابن الندیم ).
حسب . [ ح َ ] (ع مص ) شمردن . (دهار) (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). شمار. (منتهی الارب ). عدد. ◄ مرده را در کفن پیچیده در گور کردن و یا دفن کردن مرده در سنگستان . (منتهی الارب ).
حسب . [ ح ِ س َ ] (ع اِ) ج ِ حِسبَة. تدبیرها. مزدهای کارها.