حساب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حساب . [ ح ِ ] (اِخ ) چشمه ٔ... رجوع به چشمه ٔ حساب شود.
حساب .[ ح َس ْ سا ] (اِخ ) سمعانی گوید: این نسبت خاص است به محمدبن ابراهیم بن الحساب البخاری الفرائضی . و او را از آن روی حساب مینامیدند که عارف به حساب و مقدرات بود. او از موسی بن افلح و صالح بن محمد و حامدبن سهل و جز آنان روایت کند و وفات او به ذی القعده ٔ سال ٣٣٩ هَ . ق . بود. و سپس گوید: قال ابن ماکولا کذالک اخمرت به عن محمدبن احمدبن سلیمان البخاری الحافظ فی تاریخ بخارا و کذالک وجدته مضبوطاً بخطه . (سمعانی ).
حساب . [ ح َس ْ سا ] (ع ص، اِ)شمارگر. (مهذب الاسماء). محاسب . شمارگر. (سمعانی ).