حزابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حزابة. [ ح ُ ب َ ] (اِخ ) ابن نعیم بن عمروبن مالک بن ضیب ضبابی . در سال تبوک اسلام آورد. یکی از نوادگانش از پدرانش از او روایت دارد که «لاخطة لاحد علی احد فی دارالعرب الا علی نخل ثابت او عین جاریة او بئر معمورة...» و حدیث دیگر نیز دارد. (الاصابه قسم ١ ج ٢ ص ٦) (قاموس الاعلام ترکی ).
حزابة. [ ح ُ ب َ ] (اِخ ) سلمی، مکنی به ابوقطن . یحیی بن سعید در مغازی از او یادکرده است که در وفد بنی سلیم بود و شعری از عباس بن مرداس درباره ٔ او آورده است . (الاصابة قسم ١ ج ٢ ص ٦).
حزابة. [ ح ُ ب َ ] (ع اِ) اسم است از حِزب .رجوع به ابوحزابه شود. و این کلمه در التاج (ص ٢٠١) بصورت «ابن حزابه » آمده و در حاشیه تصحیح شده است .