حریمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حریمی . [ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به حریم . قبیله ای از یمن منسوب به حریم . ◄ محله ای بزرگ در جانب غربی بغداد. (سمعانی ). رجوع به حریم دارالخلافه و حریم طاهری شود.
حریمی . [ ح ُ رَ ] (ص نسبی ) منسوب به حُریم، بطنی از صَدف . (سمعانی ).
حریمی . [ ح َ ] (اِخ ) بُرسَوی، از مردم بروسه . معاصر سلطان سلیم خان قدیم، نامش عبداﷲبن محمد مرزیفونی رومی (١٠٦٦ هَ . ق .) شاعریست ترک و او را دیوانیست . رجوع به قاموس الاعلام ترکی و هدیةالعارفین ج ١ ص ٤٧٧ شود.