حریفی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حریفی کردن . [ ح َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تظاهر کردن کسی به اینکه توانائی مقاومت با طرف را دارد. خود راهم کشتی نمودن . خود را هم سنگ کسی نمودن : چو بهمن زین شبستان رخت بربند حریفی کردنت با اژدها چند. نظامی .