حروف معجم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حروف معجم . [ح ُ ف ِ م ُ ج َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به حرف معجم شود. ◄ گاهی حروف معجم به حروف الفباء گفته میشود اعم از معجم و مهمل : آن کتاب مرتب به حروف معجم است ؛ یعنی بترتیب الفباء منظم شده است . ابن خلکان در احوال قالی (متوفی ٣٥٦ هَ . ق .) گوید: «و له التآلیف الملاح منها کتاب الامالی و کتاب البارع فی اللغة بناه علی حروف المعجم، و هو یشتمل علی خمسة آلاف ورقة...». و ظاهراً کتاب او قدیمترین کتابی است که بترتیب حروف معجم منظم شده است . حروف معجم ؛حروف الخط المعجم است، مانند: مسجدالجامع؛ یعنی یوم الجامع. یا: حروف الاعجام ؛ یعنی من شأنه ان یُعْجَم َ فعلی ذلک مصدر کمُدْخَل . (منتهی الارب ). رجوع به حروف ابجد شود.