حرود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرود. [ ح َ ] (ع ص ) اشتر اندک شیر. (مهذب الاسماء). ج، حرد. ناقه ٔ حرود؛ ماده شتر کم شیر، یا شیرمنقطعشده . (منتهی الارب ).
حرود. [ ح ُ ] (ع اِ)ج ِ حِرْد. ◄ سرهای کوه . (منتهی الارب ).
حرود. [ ح ُ ] (ع مص ) دور شدن . ◄ از میان قوم به یک سو شدن . ◄ تنها منزل کردن .