حرن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرن . [ ح َ ] (ع مص ) ندافی کردن پنبه را. ◄ حرن در بیع؛ زیادت و کم نکردن در آن . (منتهی الارب ).
حرن . [ ح ُرْ رِ ] (اِخ ) شهری است بنزدیکی آمِد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرن . [ ح َ ] (ع مص ) ندافی کردن پنبه را. ◄ حرن در بیع؛ زیادت و کم نکردن در آن . (منتهی الارب ).
حرن . [ ح ُرْ رِ ] (اِخ ) شهری است بنزدیکی آمِد.