حرمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرمی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) ابن حفص، مکنی به ابوعلی . تابعی است .
حرمی . [ ح َ ما ] (ع اِ) حَرْمی ̍ واﷲ؛ به معنی اما واﷲ است ؛ یعنی سوگند با خدای .
حرمی . [ ح َ رَ می ی ] (ع ص نسبی ) منسوب است به حرم اﷲ از حیث ولادت یا اقامت بدانجا. (سمعانی ). و بعضی گفته اند منسوب به حرم مکه چون از غیر نوع آدمی باشد: ثوب حرمی .