حرمت کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرمت کردن . [ ح ُ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) احترام گذاردن . حرمت نگاه داشتن : همگان را در مواجهه حرمت کردی و در غیبت نکوئی گفتی . (گلستان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرمت کردن . [ ح ُ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) احترام گذاردن . حرمت نگاه داشتن : همگان را در مواجهه حرمت کردی و در غیبت نکوئی گفتی . (گلستان ).