حرمت بردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرمت بردن . [ ح ُ م َ ب ُدَ ] (مص مرکب ) سبک کردن . بی احترامی کردن . حرمت شکستن . اهتتاک . انتهاک . هتک حرمت . ◄ حرمت یافتن . حرمت به دست آوردن . صاحب حرمت شدن : هرکه آردحرمت آن حرمت بَرَد هرکه آرد قند لوزینه خورد. مولوی .