حرف گیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرف گیری . [ ح َ ] (حامص مرکب ) عیب گیری . (شرفنامه ٔ منیری ). نقد. نکته گیری . خرده گیری در سخن و جز آن : گر انگشت من حرف گیری کند ندانم کسی کو دبیری کند. نظامی . یکی پندگیرد، یکی ناپسند نپردازد از حرفگیری به پند. (بوستان ).