فرهنگ لغت

حرف زدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حرف زدن . [ ح َ زَ دَ ] (مص مرکب ) سخن گفتن . تکلم (در تداول عامه ). گفتن . گفت وگو کردن . تکلم کردن : چگونه چشم تو در خواب حرف میگوید ز شوق حرف زنم با تو آنچنان در خواب . صائب .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حرف زدن | فرهنگ لغت