حرص خوردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(حِ. خُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)<BR>۱- خشمگین شدن.<BR>۲- به خود فشار آوردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطجوشزدن، خودخوری کردنخشمگین شدن، عصبانی شدنواژه قبلی: حرصواژه بعدی: حرص و جوش