فرهنگ لغت

حرز روح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حرز روح . [ ح ِ زِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حرز جان . حافظ عقل از خطر و صدمه ٔ ارواح پلید : نکته ٔ دوشیزه ٔ من حرز روح است از صفت خاطر آبستن من نور عقل است ازصفا. خاقانی .

معنی حرز روح | فرهنگ لغت