حرامی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حَ)<BR>۱- (ص نسب.) حرامکار.<BR>۲- (اِ.) دزد، راهزن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حَ) ۱- (ص نسب.) حرامکار. ۲- (اِ.) دزد، راهزن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرامی . [ ح َرْ را] (اِخ ) محمد... بن حفص . محدث است . (منتهی الارب ).
حرامی . [ ح َ ] (حامص ) حرمت . ناروائی .
حرامی . [ ح َ ما ] (ع ص، اِ) ج ِ حَرْمی ̍.
مترادف و متضاد واژهدان
دزد، راهزن، سارق، شبرو، عیار، قطاعالطریق حرامکار مشروبات الکلی