حدرجان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حدرجان . [ ح ِ رِ ] (ع ص ) کوتاه بالا. (منتهی الارب ).
حدرجان . [ ح ِ رِ ] (اِخ ) ابن مالک اسدی یمانی . وی با برادرش اسودبن مالک بر پیغمبر وارد شد و ایمان آورد. ابن مندة گوید: فقط اسحاق رملی او را یاد کرده و ابن حجر گوید هر دو مجهول هستند. (الاصابة قسم اول ج ١ ص ٤٥ و قسم اول حرف حاء ج ١ ص ٣٣١).