حدت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حدت . [ ح ِدْ دَ ] (ع مص ) تیزی کردن و تندی نمودن . تیزی کردن . (دهار). تیزی کردن برکسی . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ تیز شدن . (زوزنی ). ◄ تیز شدن شمشیر. (تاج المصادر بیهقی ). رجوع به حده شود.
حدت . [ ح ِدْ دَ ] (ع اِمص ) تیزی . (دهار). تندی . (آنندراج ). سعرة. خشم . غضب . قوت غضب : از حدت وسورت پادشاهان بر حذر باید بودن . (گلستان ). از سر حدت مزاج و خشونت طبع بر لجاج اصرار مینمود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١٢٧٢ ص ٣٦). رجوع به حدة شود. ◄ تیزی هرچیزی . برائی . (ملخص اللغات حسن خطیب ). تیزی آهن و جز آن . تیزی شمشیر. (تاج المصادر بیهقی ). ◄ سبکی مردم از غضب . ◄ سختی . شدت . سورت . ◄ حدت دم . حدت مرض . ◄ زیر در موسیقی، مقابل بم . (از خلاصة الافکار).