حدال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حدال .[ ح ُ ] (ع ص ) املس . هموار: قوس حدال ؛ کمانی که یکی از سرهای برگشته ٔ آن راست شده باشد. (منتهی الارب ).
حدال . [ ح َ ] (ع اِ) درختی است . (منتهی الارب ). رجوع به حدالی شود.
حدال . [ ح َ ] (اِخ ) جائی است در شام . (منتهی الارب ). رجوع به حدالی شود.