حدادی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حدادی . [ ح َدْ دا ] (حامص ) شغل حداد. آهنگری . ◄ (اِ) دکان حداد. ◄ (ص نسبی ) نسبت به حداد. (سمعانی ). ♦ مثل کوره ٔ حدادی سوختن ؛ تب گرم داشتن .
حدادی . [ ح ِ ی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به حداد، بطنی از محارب . (سمعانی ).
حدادی . [ ح ُ ی ی ] (ص نسبی ) منسوب به حداد که بطونی است . (سمعانی ).