حد زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومحد زدن . [ ح َ زَ دَ ] (مص مرکب ) اجرا کردن حد شرعی . رجوع به حد (اصطلاح فقه ) شود.مترادفها و واژههای مرتبطمجازات کردن، تعزیر کردن، اجرا کردن (حد شرعی)واژه قبلی: حد اکثرواژه بعدی: حد سفلی