حج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(حَ جّ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- قصد کردن.<BR>۲- قصد زیارت کعبه کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطزیارت، زیارتکعبهآهنگ، حرکت، قصدآهنگ کردن، قصد کردنواژه قبلی: حثواژه بعدی: حج کول