حجج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(حُ جَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حجت ؛ دلایل.<br>مترادفها و واژههای مرتبطدلایل، حجتها، دلیلها، براهین، برهانهااسناد، مدارکحجتالاسلامهاواژه قبلی: حجت گرفتنواژه بعدی: حجر