حجبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حجبی . [ ح َ / ح َ ی ی ] (ع ص نسبی ) سمعانی گوید: این صورت نسبت است به حجابت بیت اﷲ وآنان جماعتی از بنی عبدالدار باشند که حجابت کعبه با ایشان است . (الانساب سمعانی ). رجوع به حجابت شود.
حجبی . [ ح َ ] (اِخ ) محمدبن عبدالرحمان بن طلحة، از بنی عبدالدار. از صفیه بنت شیبة از عایشه روایت دارد، و ابوعاصم النبیل از وی . (الانساب سمعانی ).
حجبی .[ ح َ ] (اِخ ) عیاض بن عبدالرحمان . از ابن ابی ملیکة روایت دارد. و عبداﷲبن جعفر مدنی از وی . (سمعانی ).