حجابت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حِ بَ) [ ع. حجابة ] (اِمص.)۱ - پرده - داری.<BR>۲- دربانی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حِ بَ) [ ع. حجابه ] (اِمص.)۱ - پرده - داری. ۲- دربانی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حجابت . [ ح ِ ب َ ] (ع مص ) شغل حاجب . بوابی . خطه ٔ حاجب . مرتبتی از مراتب خدمتگزاران پادشاهی . پرده داری . سدانت . ◄ دربانی . حجابت کعبه ؛ سدانت آن . قال افمن اهل الحجابة انت قال لا. (انساب سمعانی ورق ٨). ◄ بازداشتن . (دستور اللغة ادیب نطنزی ) (دهار) (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) : ابوالحسین خازن گفت که امیر ناصرالدین در عهد سلطنت منصوربن نوح سامانی، با ابواسحاق بن البتکین که صاحب جیش خراسان بود بخدمت تخت او رسیدموسوم به حجابت او. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٢٤). فرمود که ... به نسا و ابیورد رود و باعتداد خویش گیرد و در ایالت آن دو فرزه اقتصار کند و به مال و معاملات آن و اسم حجابت که قدیماً او را بوده است قناعت نماید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ تهران ص ٦٥). ◄ ایلچی گری ؟ (غیاث اللغة).