حج گزاردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومحج گزاردن . [ ح َ گ ُ دَ ](مص مرکب ) موافاة. (منتهی الارب ). اجرای اعمال حج .واژه قبلی: حج گزارواژه بعدی: حجا