فرهنگ لغت

حبین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حبین . [ ح َ ] (ع اِ) خرزهره . درخت دفلی . (منتهی الارب ). حبن .

حبین . [ ح ِب ْبی ] (اِخ ) نام کوئی به مرو که عوام آن را سکه ٔ حبین نامند و اصل آن سکه ٔ حبان است . و منسوب به حبان بن حبلة باشد. (سمعانی ) (معجم البلدان از ابوسعید).

معنی حبین | فرهنگ لغت