فرهنگ لغت

حبق صعتری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حبق صعتری . [ ح َ ب َ ق ِ ص َ ت َ ] (اِ مرکب ) حبق کرمانی . شاه اسفرم . (داود ضریر انطاکی ) (منتهی الارب ). شاهسپرم . سلطان الریاحین . ریحان الملک . حبق ملکی . و صاحب برهان گوید: حبق صعتری و حبق کرمانی، شاهسفرم است که ریحان باشد و آن را ضیمران نیز گویند -انتهی . لکن شاهسپرم، غیر ریحان است . رجوع به شاهسپرم شود.

معنی حبق صعتری | فرهنگ لغت