فرهنگ لغت

حبسی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حبسی . [ ح َ ] (ص نسبی ) زندانی . بندی . محبوس . مسجون . دوستاقی . دوستاخی .

مترادف و متضاد واژه‌دان

زندانی محبوس (متضاد: آزاد)

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حبسی | فرهنگ لغت