فرهنگ لغت

حبرور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حبرور. [ ح ُ ] (ع اِ) بچه ٔ حباری . فرخ حباری . جوجه ٔ هوبره . شوات بچه . (منتهی الارب ). حبریر. ج، حباریر.

معنی حبرور | فرهنگ لغت