فرهنگ لغت

حبایل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حبایل . [ ح َ ی ِ ] (ع اِ) رجوع به حبائل شود : چو دیدم رفتن آن بیسراکان بدان گشنی روان زیر حبایل . منوچهری . گشادم هر دو زانوبندش از پای چو مرغی کش گشایند از حبایل . منوچهری .

معنی حبایل | فرهنگ لغت