فرهنگ لغت

حباج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حباج . [ح َ ] (ع اِ) درختی است . ◄ درخت انگور.

حباج . [ ح َ ] (ع مص ) چوب بزدن . ◄ تیز دادن . (زوزنی ). رجوع به حباق شود.

معنی حباج | فرهنگ لغت