حایز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یِ) [ ع. حائز ] (اِفا.)<BR>۱- دربردارنده، دارا.<BR>۲- گردآورنده، جامع.<br>
فرهنگ فارسی معین
(یِ) [ ع. حائز ] (اِفا.) ۱- دربردارنده، دارا. ۲- گردآورنده، جامع.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حایز. [ ی ِ ] (ع ص ) حائز. نعت فاعلی از حیازت . گردآورنده . جامع. ♦ حایز شرائط ؛ واجد شرایط. جامع شرایط لازم . و رجوع به حائز شود.
مترادف و متضاد واژهدان
حائز، دارا، دربردارنده، واجد جامع (متضاد: فاقد)
واژگان فارسی سره واژهدان
دارای
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی