حاکم شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حاکم شدن . [ ک ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) حکومت یافتن . به حکومت منصوب گردیدن . ◄ غالب شدن در دعوی یا در محکمه .
مترادف و متضاد واژهدان
فرمان رواگشتن، والی شدن، حکمران شدن غالب شدن، چیره شدن، مسلط گشتن مستولی شدن، فراگرفتن، حکمفرما شدن حق خود را گرفتن، برنده شدن