حامدافندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حامدافندی . [ م ِ اَ ف َ ] (اِخ ) او راست : حاشیه ای برمرآت الاصول که بسال ١٠٨٧ هَ . ق . تألیف و بسال ١٢٨٠هَ . ق . به چاپ رسیده است . (معجم المطبوعات ص ٧٣٨).
حامدافندی . [ م ِ اَ ف َ ] (اِخ ) (خواجه ...) پسر مترجم قاموس مشهور عاصم افندیست . او یکی از شعرای متأخر است . از عینتاب به استانبول شد و در جامع بشیرآغا واقع در برابر باب عالی بتدریس ادبیات عربی و فارسی اشتغال ورزید و سپس در اسکدار کنج عزلت اختیار کرد و در همین اوقات به مرض رعشه مبتلا شده و در ١٢٥٨ هَ . ق . درگذشت .
حامدافندی . [ م ِ اَ ف َ ] (اِخ ) نظیف زاده احمد. یکی از متأخرین شعرای عثمانی . وی مدت مدیدی سمت دبیری و منشی گری و پاره ای از مناصب دیوانی داشت و سپس به شیخ مولویخانه ٔ غلطه غائب افندی انتساب پیدا کرد و داخل طریقت شد و ترک خدمت دولت گفت، در ساحلخانه ٔ واقع در ینی کوی عزلت گزید و در سنه ٔ ١٢٤٨ هَ . ق . آنگاه که متجاوز از ٨٠ سال داشت درگذشت . دیوانی مرتب دارد. وی خوش نویس و موسیقی دان نیز بوده است . (قاموس الاعلام ترکی ).