حاره
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رِّ) [ ع. حارة ] (ص.) نک حارُ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رِّ) [ ع. حاره ] (ص.) نک حارُ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حاره . [ رَ ] (اِخ ) موضعی است . (معجم البلدان ).
حاره . [ رَ ] (ع اِ) کلاته . (نصاب ) (مهذب الاسماء). ◄ ده خرد. (مهذب الاسماء). ده خرد و آنکه خانه های آن یکجاباشد. ◄ چهار دیوار. ◄ محله .(به اصطلاح دمشقیان ). ◄ محله ای که خانه های آن نزدیک یکدیگر باشد. (یاقوت به نقل از ازهری ). ◄ کشت زار. (غیاث ) (شرح نصاب ). ج، حارات .
واژگان فارسی سره واژهدان
گرم، سوزان، تفتان