حارض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حارض . [ رِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از حَرَض و حُروض و حَراضَه . تباه . ◄ مرد بیمار برجامانده مشرف بر مرگ . ◄ مرد گداخته جسم . ◄ آنکه اندوه و بیماری وی دراز باشد. ◄ آنکه ناکس و فرومایه باشد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حارض . [ رِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از حَرَض و حُروض و حَراضَه . تباه . ◄ مرد بیمار برجامانده مشرف بر مرگ . ◄ مرد گداخته جسم . ◄ آنکه اندوه و بیماری وی دراز باشد. ◄ آنکه ناکس و فرومایه باشد.