جویدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جَ دَ) (مص م.) غذا یا هر چیز دیگر را زیر دندان له کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جَ دَ) (مص م.) غذا یا هر چیز دیگر را زیر دندان له کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جویدن . [ ج َ دَ ] (مص ) خائیدن . مضغ. جاویدن . رجوع به جاویدن شود. ◄ حرف را جویدن ؛ روشن و صریح نگفتن .
فرهنگ طیفی واژهدان
نشخوار کردن، خاییدن، گاز زدن مکیدن، مکزدن چشیدن، خوردن