جوهردار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ معر - فا. ] (ص مر.)<BR>۱- نژاده، اصیل.<BR>۲- مستعد، کاری.<BR>۳- شمشیر و تیغ آبداده و تیز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ معر - فا. ] (ص مر.) ۱- نژاده، اصیل. ۲- مستعد، کاری. ۳- شمشیر و تیغ آبداده و تیز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوهردار. [ ج َ / جُو هََ ] (نف مرکب ) دارنده ٔ جوهر. صاحب جوهر. (آنندراج ). ♦ تیغ جوهردار ؛ تیز و بران . آبدار. ♦ آدم جوهردار ؛ زبر و زرنگ و کاری .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی