جوله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جولة. [ ج َ ل َ ] (ع مص ) گرد برآمدن . جول . جؤل . جَوَلان . جیلان . (منتهی الارب ). رجوع به این کلمات شود. ◄ از هم جدا شدن پستر حمله کردن . (منتهی الارب ) : جال القوم جولة؛ از هم جدا شدند، پستر حمله کردند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ قطع کردن و بریدن مسافت اطراف و جوانب میدان . (اقرب الموارد): للحق دولة و للباطل جولة. ◄ بالا برآمدن خاک . (منتهی الارب ). ◄ برگزیدن . (منتهی الارب ): جال الشی ٔ منه ؛ برگزید آنرا. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ برگردانیدن . (منتهی الارب ).
جوله . [ ج َ / جُو ل َ / ل ِ ] (اِ) نساج . (غیاث اللغات از رشیدی ). سفیدباف . ◄ عنکبوت . (غیاث اللغات ). رجوع به جوله و جولاه شود.
جوله . [ ل َه ْ ] (ص، اِ) بضم اول وفتح ثالث و ظهور «ها» مخفف جولاهه . بافنده . (برهان ). ◄ عنکبوت . (برهان ). رجوع به جولاه شود.