جولقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جولقی . [ ل َ ] (ص نسبی ) منسوب به جولق . قلندر شال پوش باشد، و بفتح اول و کسر ثالث هم آمده . (برهان ). ژنده پوش و قلندر پشمینه پوش . (غیاث اللغات ) : ناگهانی جولقیی میگذشت با سر بیمو بسان طاس و طشت . مولوی . رجوع به جولخی شود.
جولقی . [ ج َ / جُو ل َ ] (ص نسبی ) جولخی . جولقی . رجوع به جولقی شود.